شبکه اجتماعی پارسی زبانانپارسی یار

پيام دوستان

mp3 player شوکر

@شميم ياس @

+ [تلگرام] بر چهر پر ز نور مهدي صلوات بر جان و دل صبور مهدي صلوات       تا امر فرج شود مهيّا ، بفرست بهر فرج و ظهور مهدي صلوات اللّهُمَّ‌صَلِّ‌عَلي مُحَمَّدوَآلِ‌مُحَمَّد وَعَجِّل‌فَرَجَهُــم مارادنبال کنيد درتلگرام https://t.me/joinchat/AAAAAFKHnhssKCXzVfO4_A در روبيکا https://rubika.ir/shamem97

*ليلا*

+ سلام نميشه از تلگرام پيام فرستاد ؟ قبلا ميشد که ...الان اتفاقي افتاده من بيخبرم؟
حرف عشق
ديروز 6:18 عصر
نه نميشه...گفتن ربات پروکسي نداره...
#محسن
ميشه،ماکرديم شد:)...#محسن
همه 6 نظر
انديشه نگار
مشکلش رفع شده
عارفانه هاي يک دوست
انشاالله:)

باغ آرزوها

+ [تلگرام] امروز اصفهان چقدر دلگير خدايا خودت زودتر ما رو از شر اين ويروس منحوس نجات بده
حرف عشق
ديروز 6:17 عصر
#محسن
انشاالله،رفع گرفتاري شود.
دهکده موسيقي
ان شاالله اينجام همينطوره:(
آذرخش آسمان
انشاالله

* کميل *

+ [تلگرام] هجرِ تو ساخت خان صبرِ مرا خراب بهرِ عمارتِ دلِ ويرانِ من بيا...
حرف عشق
ديروز 6:16 عصر
+ در اين عمري که مي داني، فقط چندي تو مهماني، به جان ودل تو عاشق باش، رفيقان را مراقب باش، مراقب باش تو به آني دل موري نرنجاني، که در آخر تو مي ماني ومشتي خاک که از آني
دبيرستان انصاري
ديروز 12:4 عصر
2-FDAN
@};-

خانه ي خانواده

@شميم ياس @

+ [تلگرام] اي صفاي قلب زارم.... يا امام رضا(ع) دوستان يه زماني آرزوي کربلا و نجف داشتيم، الآن آرزوي حرم امام رضا https://t.me/joinchat/AAAAAFKHnhssKCXzVfO4_A
عشقستان اسماعيل
ديروز 9:46 صبح

@شميم ياس @

+ [تلگرام] روزطبيعت را درخانه بمانيم https://t.me/joinchat/AAAAAFKHnhssKCXzVfO4_A
عارفانه هاي يک دوست
انشاالله ملت فهيم وانسان دوست رعايت ميکنند تا کرونارا از استتانهاي کشورعزيزمان بيرون کنيم بيايم اينبار هم صداباشيم @};-
+ شده عشقت به کسي بيشتر از حد باشد؟ هر چه خوبي بکني با دل تو بد باشد؟ تو به ايمان برسي اينکه کسي جز او نيست او برعکس تو به هر چيز مردد باشد تو به هر در بزني تاکه به دست آوريش و جوابش به تو يک عمر فقط رد باشد...؟
چ قشنگ:)
2-FDAN
@};-
همه 6 نظر
*قاصدك*
اين ترديد ساخته ي ذهن خيلي از انسان هاست .. هر چيزي که انسان احساس مي کنه ريشه در درون آدمي داره .. بايد ذهنمون رو تربيت کنيم
عارفانه هاي يک دوست
@};-@};-

قلمدون

+ سلام سه سالي مي شود که کتاب دفاع مقدس مينويسم! به فکر تحصيلات تکميلي در رشته اديبات پايداري افتادم.بعد از 17 سال در کنکور ارشد شرکت کردم.با توجه به شرايطم 15کد رشته انتخاب کردم اول و دوم تهران و سوم و چهارم سمنان، بقيه پيام نور مجازي. دعا ميکردم پيام نور تهران قبولشم تا اينکه امروز براي ثبتنام در دانشگاه تهران!به دانشکده ادبيات رفتم. تجربه کردم1. از خدا کم نخواهيد2.دانسته هاي خود را کم نگريد

نکته هاي معنوي
ديروز 7:31 عصر
قلمدون
سال 1381 از کارشناسي ادبيات فارسي فارغ التحصيل شدم و از همان سال به صورت حرفه اي هم کار خبر کردم و هم تحصيلاتم را در اين زمينه ادامه دادم.. به نظرم محک خوبي بود براي من ..
به به تبريک ميگم دوست من :)@};-موفق تر باشيد ...
بعدی همه 26 نظر قبلی
*خاطره*
موفق باشيد خواهري
نکته هاي معنوي
همواره سلامت وموفق باشيد

@شميم ياس @

+ [تلگرام] پدرو مادر وقت شناس https://t.me/joinchat/AAAAAFKHnhssKCXzVfO4_A
2-فانوس عشق
ديروز 7:17 عصر
+ #معرفي_کتاب سال 96 چه کتاب هايي خوندين؟ :)
??.الي.??
ديروز 5:41 عصر
*پوريا*
دقيق يادم نيست ، اما ديشب رهِش رضا امير خاني تموم شد.
*پوريا*
امسال سال کم کتابي بود : ) !
بعدی همه 30 نظر قبلی
کتاب درسي مو خوندم :)...
{a h=khckdk}غزل صداقت{/a} @ };-
+ #معرفي_کتاب *ناقوس ها به صدا مي آيند* کتاب «ناقوس ها به صدا درمي‌آيند» داستان دلدادگي يک کشيش مسيحي است که در مسکو سکونت داشته است. او کتاب‌ها و آثار خطي و قديمي فراواني دارد و علاقه ي بسياري به اين کار دارد.
??.الي.??
ديروز 5:41 عصر
وقتي يک نسخه قديمي از مردي تاجيک به دست او مي‌رسد، مشتاق مي‌شود که کتاب را از او بخرد، اما مرد تاجيک جان خود را به دست کساني که دنبال اين کتاب ارزشمند هستند، از دست مي دهد و از اينجا به بعد، کشيش روسي پا در مسيري مي‌گذارد که به شناخت امام متقين، اميرالمؤمنين، علي (ع) منتهي مي‌شود و طوري از حضرت علي حرف مي زند که اطرافيانشان متعجب مي شوند
و به او مي گويند تو که دوست و آشناي مسلمان نداشتي پس چطور اينقدر از مولاي متقيان حرف مي زني و گويي که از اول مسلمان بوده اي.
بعدی همه 12 نظر قبلی
{a h=khckdk}غزل صداقت{/a} حتما اثرگذاره :)
??.الي.??
کتاب خوبي بود :)
+ #معرفي_کتاب در متن پشت جلد کتاب *«يادت باشد»* اين گونه آمده است: سر سفره که نشست گفت: «آخرين صبحونه رو با من نمي‌خوري؟!»؛ با بغض گفتم: «چرا اين طور ميگي؟ مگه اولين باره ميري مأموريت؟!»؛ گفت: «کاش مي‌شـد صداتو ضبط مي‌کردم با خودم مي‌بردم که دلم کمتر تنگت بشه». گفتم: «قرار گذاشتيم هر کجا که تونستي زنگ بزني، من هر روز منتظر تماست مي‌مونم منو بي خبر نذار».
??.الي.??
ديروز 5:40 عصر
با هر جان کندني که بود برايش قرآن گرفتم تا راهيش کنم، لحظه آخر به حميد گفتم: «حميد تو رو به همون حضرت زينب(س) هرکجا تونستي تماس بگير». گفت: «جور باشه حتماً بهت زنگ مي‌زنم، فقط يه چيزي، از سوريه که تماس گرفتم چطوري بگم دوستت دارم؟ اونجا بقيه هم کنارم هستن، اگه صداي منو بشنون از خجالت آب ميشم»؛
به حميد گفتم: «پشت گوشي به جاي دوستت دارم بگو يادت باشه! من منظورت رو مي‌فهمم». از پيشنهادم خوشش آمده بود، پله‌ها را که پايين مي‌رفت برايم دست تکان مي‌داد و با همان صداي دلنشينش چندباري بلند بلند گفت: «يادت باشه! يادت باشه!» لبخندي زدم و گفتم:«يادم هست! يادم هست!».
بعدی همه 17 نظر قبلی
انشاءالله که يادمان بماند. عالي بود.
??.الي.??
من خيلي اين کتاب رو دوست دارم حتمابخونيد:)
چراغ جادو
فهرست کاربرانی که پیام های آن ها توسط دبیران مجله پارسی یار در ماه اخیر منتخب شده است.
برگزیدگان مجله فروردين ماه
vertical_align_top