سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
جمکرانی شویم

شباهنگ

 

نیلسون (Lennart Nilsson) دوازده سال از عمر خود را صرف تهیه تصاویری از رشد نوزاد درون رحم کرد. این تصاویر باورنکردنی با استفاده از دوربین های معمولی مجهز به لنز ماکرو و همچنین میکروسکوپ الکترونی گرفته شده است. 

در این تصاویر مراحل رشد نوزاد از ابتدای لقاح تا کامل شدن جنین و تبدیل به یک نوزاد را می بیند.توضیحات هر تصویر در ذیل آن قرار گرفته است.

اسپرم در لوله فالوپ

اسپرم در لوله فالوپ

تخمک

تخمک

اسپرم و تخمک در کنار هم

یک قرار ملاقات! اما نه معمولی!

لوله فالوپ

لوله فالوپ

اسپرم ها و تخمک

اسپرم ها و تخمک

اسپرم برنده و تخمک

اسپرم برنده! در سطح تخمک

اسپرم نفوذ کرده به تخمک

اسپرم نفوذ کرده به تخمک

جنین در روز 5 یا 6

جنین در روز 5 یا 6

جنین 8 روزه چسبیده به دیواره رحم

روز هشتم. جنین به دیوار رحم چسبده است.

مغز جنین شکل می گیرد.

مغز جنین شکل می گیرد.

 روز 24 ام قلب جنین شکل گرفته است.بعد از 18 روز قلب شروع به شکل گیری می کند.

روز 24 ام قلب جنین شکل گرفته است.بعد از 18 روز قلب شروع به شکل گیری می کند.

جنین در هفته 4

جنین در هفته4

جنین در هفته 4 یا 5

جنین در هفته 4 یا5

 هفته پنجم: تقریبا 9 میلی متر. به وضوح صورت جنین با سوراخ چشم و بینی و دهان مشخص است.

هفته پنجم: تقریبا 9 میلی متر. به وضوح صورت جنین با سوراخ چشم و بینی و دهان مشخص است.

جنین 40 روزه

جنین 40 روزه

جنین 8 هفته

جنین 8 هفته، جنین به سرعت در کیسه رحمی رشد می کند.

 هفته دهم. پلک ها نیمه باز هستند. در روزهای آتی کاملا بسته خواهند شد.

هفته دهم. پلک ها نیمه باز هستند. در روزهای آتی کاملا بسته خواهند شد.

جنین 10 هفته

جنین 10 هفته، جنین از دست هایش برای شناخت محیط پیرامونش استفاده می کند.

شبکه رگهای خونی پای جنین در حال ساخت استخوان

شبکه ای از رگ های خونی را مشاهده می کنید. در واقع بدن در حال ساخت استخوان است و این رگ ها تغذیه کننده استخوان بدن خواهند بود.

 هفته هجدهم. ابعاد تقریبا 14  سانتی متر. اکنون می تواند صدا های بیرون را درک کند.

هفته هجدهم. ابعاد تقریبا 14  سانتی متر. اکنون می تواند صدا های بیرون را درک کند.
جنین در هفته 19

جنین در هفته 19
 هفته بیستم. تقریبا 20 سانتی متر. موهای پشمالویی بر روی سر و صورت نوزاد ایجاد می شود. این موها را با نام لانوگو (lanugo) می شناسند.
هفته بیستم. تقریبا 20 سانتی متر. موهای پشمالویی بر روی سر و صورت نوزاد ایجاد می شود. این موها را با نام لانوگو (lanugo) می شناسند.
هفته 24 جنین
هفته 24 جنین
جنین در هفته 26
6 ماه بعد. جنین کامل شده و نوزاد آماده ترک رحم می شود. در این زمان جنین به سمت پایین می چرخد تا راحت تر بتواند خارج شود
6 ماه بعد. جنین کامل شده و نوزاد آماده ترک رحم می شود. در این زمان جنین به سمت پایین می چرخد تا راحت تر بتواند خارج شود.
هفته  36 ام. نوزاد چهار هفته دیگر دنیا بیرون را خواهد دید
هفته  36 ام. نوزاد چهار هفته دیگر دنیا بیرون را خواهد دید.

برگرفته شده از sdfarabi.blog.ir

نوشته شده در جمعه 94/5/23ساعت 3:16 صبح توسط شباهنگ| نظرات ( ) |

big city or small town

Which one do you prefer living in big cities or small towns?

I prefer to live in big cities or metropolises because I have my own causes but I also believe that small towns have some advantages .for example in small towns we can decrease our costs and save more money, it"s nice but the better is invest and I think investment in big cities has more profit.

Although people can have larger and cheaper house in small towns and they can enjoy of simple life without any stress of urban life and even they can touch nature, but the thing that is important to me is good services and high technology, not relaxing on a good place.

In addition living in metropolises gives me more opportunity to achievement by good education resources. As well as I can get more job opportunities with high salary and enjoy of entertainments, facilities, numerous places to visit such as cinemas, stadiums, big shopping mall, etc. so you can find  international brands from big malls.

 Moreover in a big city there are good universities, good hospitals, several institutions and companies that can help people to life easier and actually people doesn"t need move to other places for doing some works.

Finally, I can explore various cultures and have a chance to contact many people with different culture in megalopolises because such cities have a lot of migration and people are from different cities or maybe different countries.  

All in all I think living in a big city is an exciting experience while perhaps it has pollution and a lot of noise.


نوشته شده در دوشنبه 94/4/15ساعت 1:14 عصر توسط شباهنگ| نظرات ( ) |


تا حالا شده خودتو از یه زمان و مکانی حذف کنی بعد ببینی بدون تو هیچی تغییر نمی کنه؟تا حالا شده ببینی همه چی منهای تو بازم همون همه چیه؟تا حالا شده ببینی اگه تو رو بردارن،هیچ جمع و تفریقی اضافه و کم نمیشه؟شاید جمله اخر رو یکم با اغراق گفته باشم ولی چند وقته همش دارم توی فکرم این محاسبات رو روی صحنه های زندگیم میکنم.بنظرتون فاجعه نیست؟اگه فاجعه هست،کدومش فاجعه هست این که همش دارم این فکر هارو می کنم یا اینکه محاسباتم درست دراومده؟ 

 

 

اینجا دیگه کاری بخودم ندارم ولی شما به من بگید این خوبه که توی زندگیت سعی کنی روی دیگران تاثیر بذاری یا اینکه هیچ اهمیتی ندی و خود خود خودت باشی و حتی بعضی وقت ها به خودت هم اهمیت ندی؟

 

 

 


نوشته شده در جمعه 93/6/14ساعت 1:2 صبح توسط شباهنگ| نظرات ( ) |

 

"براندن" عکاس / بلاگر آمریکایی مدت هاست تحت عنوان Humans of New York روایت های تصویری / نوشتاری اش از زندگی مردم را منتشر میکند. او که در ماه دسامبر به ایران سفر کرد میگوید: "علیرغم هشدارهای دولت آمریکا برای سفر به ایران و به ویژه عکاسی در آنجا، من به ایران آمدم. کشوری زیبا با تاریخچه ای غنی و مردمانی مهمان نواز. آنها مردم آمریکا را به طور ویژه ای دوست دارند. به ما لبخند میزنند، برایمان دست تکان میدهند، به صرف غذا دعوتمان میکنند و میخواهند پیغام های شخصیشان را به جنیفر لوپز برسانیم. استفاده از تکنولوژی، موزیک ها و فیلم های آمریکایی در اینجا عمومیت دارد. در ایران هم مانند بقیه کشورها، مردم عقاید و دیدگاه های متفاوتی دارند اما اکثریتشان با احترام و حسن نیت با شما برخورد میکنند. تنها نکته تاسف آور، رابطه خصومت آمیز بین دولت های این دو کشور است. اخیرا به دلیل کاهش ارزش ریال، سفر به ایران نیز بسیار ارزان تمام میشود."

 

 

_

برای مترجمم توضیح دادم که میخوام مردم عادی رو سوژه عکاسی ام قرار بدم. ولی فکر کنم اون منظورم رو دقیق متوجه نشد. یکی از خانم های جوان که در حال عبور بود رو نگه داشتم. مترجمم عجولانه به اون گفت که ایشون میخوان از واقعیت های جامعه عکسبرداری کنن. سپس اون خانم خندید و به فارسی یه چیزی گفت. از مترجمم پرسیدم چی گفت؟ اون گفته: البته واقعیت تلخ !

 

کن اسکارتر: آمریکایی ها الان دارن به خودشون میگن: چی؟ عمرا این یه شهروند ایرانی باشه! و احتمالا بیشترشون میگن: تهران تو کدوم یک از ایالت های آمریکاس؟
دوتا کامنتی که الان میزارم با نکوهش اکثر بازدیدکنندگان آمریکایی مواجه شدن که به اینا میگفتن شما باید آگاهیتون رو بالاتر ببرید!
یاکوب: احتمالا یکی دو هفته دیگه جسدش رو پیدا میکنن که به خاطر عدم رعایت حجاب به قتل رسیده
مالتر: عجیبه! مگه نباید موهاشون رو بپوشونن؟ موهای این که به وضوح مشخصه! امیدوارم یه موقع اسید رو صورتش نپاشن
ماریا: چه خانم باوقار و زیبایی
آماندا: متشکرم از خانم های تهرانی که اجازه دادید براندن ازتون عکس بندازه و برای ما منتشر کنه. اگر کامنت من رو میخونید میخوام بگم که کامنت های نفرت انگیز بعضی ها رو(که خلاف چیزی هست که اکثر ماها فکر میکنیم) نادیده بگیرید و افتخار کنید به اینکه باعث شدید چیزی هرچند کوچک به آگاهی ما اضافه بشه.
فیلیپ: من سال 2009 به ایران سفر کردم و عاشق این کشور شدم. اصفهان، شیراز و بقیه شهرهایی که رفتم رو واقعا دوست دارم. جذابترین قسمتش هم خوده مردم ایران بودن. در تمام سفرهایی که تا به حال داشته ام هرگز با اینچنین مهمان نوازی و صمیمیتی از طرف مردم مواجه نشده بودم.

 


 

اینها آتش نشانان ایستگاه 64 شمال تهران هستن. وقتی فهمیدن من از نیویورک اومدم ازم پرسیدن تو هم یه آتش نشان هستی؟

لنا: چرا آتشنشانا همیشه خوشتیپ به نظر میان؟
کدی مای: عکسات واقعا نظر منو نسبت به ایران عوض کرد. ازت ممنونم
جولی: من عاشق اون آقاهه هستم که داره زیرچشمی از پنجره نگاه میکنه
برایان: مادربزرگ من به عنوان مادری که یکی از پسرهاش رو در جنگ ویتنام از دست داد یه بار بهم گفت که معتقده اگر مردم فقط به چهره های دشمنان احتمالیشان نگاهی بیندازند و اینو درک کنن که اونا هم واقعا انسان هستن، تب جنگ ها فروکش میکنه. اون همچنین میگه اگر مادران زمامدار امور بودن هیچوقت هیچ جنگی اتفاق نمیفتاد.
سامانتا: چیزی که برام جالبه اینه که همه این عکس هایی که از ایران برامون آپلود کردی به نظر میان تو همین نیویورک گرفته شده باشن. واقعا جالب و زیبا هستن



 

 

آدریانا: ایرانی ها مردم شگفت انگیزی هستن. من خیلی از ایرانی هایی که به آمریکا مهاجرت کردن رو میشناسم. اونا واقعا شهروندان فوق العاده ای هستن.
شانون: فکر کنم اسم این سنت ایرانی ها "تعارف" باشه. امیدوارم درست نوشته باشم. شما سه بار یه چیزی رو میخواید یا میپرسید. اگر در بار سوم اون شخص همچنان بگه نه، این یعنی واقعا نه. دو بار اول اگر بگن نه این نشونه ادب و تواضعشونه
. http://en.wikipedia.org/wiki/ Taarof

ایوان: این منو یاد مردم اروپای شرقی میندازه وقتی برای اولین بار اومده بودن آمریکا. همون شب به مهمونی شام دعوت شدن. وقتی میزبان که آمریکایی بود بهشون پیشنهاد غذای اضافه و بیشتر رو داد اونا گفتن نمیخوریم. به هوای اینکه میزبان آمریکایی مثل تشریفات سنتی اونا بهشون اصرار کنه: -"لطفا یه تیکه دیگه بردارید" -"نه ممنون. همین کافیه" -"خواهش میکنم بردارید. غذا که زیاده" -"نه حقیقتا نمیتونم. سیر شدم مرسی" -"دست منو رد نکنید دیگه. فقط یه تیکه" -"حالا که اصرار میکنید چشم..." ! ولی نمیدونستن برای آمریکایی ها "نه" یعنی "نه" و بلافاصله بعد از اولین و تنها "نه"ای که گفته میشه، غذا رو جمع میکنن میبرن و اروپایی ها همینجور شگفت زده مونده بودن و شاید کامل هم سیر نشدن !
امیر: کاش ما هم خارجی بودیم تا هم این جماعت جلوی لنز ما با رضایت و لبخند به صف میشدند و هم هفت هزار تا لایک نوش جان میکردیم (فارسی نوشتم چون روی سخنم با دوستان همزبان اجنبی پرست بود). یه خارجی دوربین به دست و سرمایه دار که کیفیت کارهاش هم بسیار پایینه راه افتاده تو کوچه و خیابون و عکس میگیره. عکسهایی که نه رویکرد خاصی دارند نه جلوه و نکته ای. حالا این تبلیغ ایران محسوب میشه؟ یک عکس صرفا یادگاری از چند دختر ؟!
کاوه: ماشالله ما ایرانیا از بس **** هستیم و عقده ای حتی کاری که به نفعمونه رو تخریب می کنیم!! این آقا در اصل دقیقا همین کارو تو نیویورک می کنه از ادم ها تو خیابونا عکس می گیره و زیرش یه داستان درباره عکس می نویسه، خیلی هم کار جالبیه چون آدم اینجوری حس نزدیکی می کنه با یه سری آدم های دیکه که نمی شناسه. حالا بخاطر شرایط سیاسی و اینکه خیلی از اونجایی ها فکر می کنند غارنشین هستیم اومده ایران که نشون بده مردم ایران هم انسانن، این کار برای افکار عمومی امریکا فوق العادس، کامنت هارو بخون همه استقبال کردن و خیلی ها دلشون خواسته حتی به ایران سفر کنند. اونوقت تویی که از همه بیشتر باید از این کار حمایت کنی اینجوری میگی!؟ واقعا که!

 


مادر و دختر، در حال خرید در یک مجتمع تجاری، شمال تهران

ربکا: کدوم مادره کدوم دختر؟
کریسی: من همیشه فکر میکردم زنان ایرانی لباسای معمولی میپوشن. متشکرم ازت براندن که به ما نشون دادی بدون دانستن واقعیت ها در مورد چیزی قضاوت نکنیم
شاون: من منتظر بودم یکی کامنت بزاره بگه: اوه مای گاد! مگه تو ایران مرکز تجاری هم وجود داره؟!
جنی: من عاشق این عکسهایی هستم که توی این مدت از مردم ایران گذاشتی. چون به طرز عجیبی روی شناخت ما از مردم دوست داشتنی ایران تاثیرگذار بود و به ما آمریکایی ها اجازه داد تصاویر واقعی اونا رو ببینیم نه تصاویر کاریکاتورگونه و اغراق آمیز فاکس نیوز رو!
گیلبرتو: رسانه ها ! ما باید در مورد چیزهایی که شما تا به حال در مورد ایران به خوردمون دادید به طور جدی باهم صحبت کنیم
الیسون: شبیه مرکز تجاری نزدیک خونه ما در همین نیویورک هست. خوشحالم از اینکه دارم بُعد پیشرفته و نرمال ایران رو میبینم. خیلی متفاوت نسبت به اون چیزی که توی تلویزیون دیده بودم
برندا: چرا ما اینقدر ذوق زده شدیم از دیدن این دو خانم؟ چون مثل ما غربی ها راحت لباس پوشیدن؟ چون با این تیپ و لباسا خوش استیل به نظر میان و شبیه ماها شدن؟ اون ها بازم میتونن شیک و خوشتیپ باشن حتی اگه چادر یا برقع سر کنن و یا لباسی بپوشن که مطابق فرهنگ و عرف جامعشون باشه. انسان های خوب همه جا میتونن باشن حتی اگه تیپ و لباسشون شبیه ماها نباشه
پاملا: براندا، من ندیدم کسی اینجا گفته باشه اونا زیبان چون شبیه ما غربی ها تیپ زدن. همه ی کامنت هایی که من دیدم خیلی با حسن نیت در مورد شیک بودن اون ها صحبت کرده بودن. حالا کاری به اون چند نفری ندارم که نوشته بودن اینا هیچ نشانی از یک زن ایرانی ندارن چون برقع نپوشیدن



 

اینجا شیرازه. عکسبرداری من تازه تموم شده بود. یه تاکسی گرفتیم و سوارش شدیم. میخواستم شروع کنم به مرور و تماشای عکس هایی که گرفتم ، یهو نفهمیدیم از کجا سر و کله پلیس پیدا شد! یکیشون سرشو کرد داخل ماشین و شروع کرد با فریاد یه چیزی رو به زبان فارسی گفتن. با خودم گفتم یا خدا ! فقط اون لحظه امیدم به این بود که اوباما بتونه منو از زندان در بیاره! به مترجمم گفتم چی میخواد این؟ گفت: میخواد از اونا هم عکس بندازی...

زهرا: ایرانی ها همیشه با دیدن توریست ها ذوق زده میشن! فرقی نمیکنه بازاری باشن یا مامور پلیس!
آلکساندرا: من تابستون یه سفر به ایران داشتم. ما به تهران ، اصفهان ، شیراز و چنتا شهر دیگه رفتیم. من برام جالب بود که چقدر این مردم مهربونن. حقیقتا اون ها بهترین مردمی بودند که در تمام سفرهای دور دنیام دیده بودم. اونا عاشق آمریکایی ها بودن. حتی کسانی که ما اصلا نمیشناختیمشون مارو تو خیابون نگه میداشتن تا باهامون صحبت کنن و بعدش هم به صرف چایی و سوپ دعوت میکردن. هیچ چیز برای من غم انگیزتر از دیدن تصورهای غلط آمریکایی ها نسبت به این مردم نازنین نیست.
سو جونز: با دیدن این تصاویر خیلی دلم میخواد یه سفر به ایران برم. مردمشون به نظر خیلی خونگرم میان

 


به نظر میرسه همه مردها احساسشون در مورد خرید کردن یکسانه !

 

کاترین: در پاسخ به کامنت مگان که گفته مثل اینکه زنان ایرانی هم بدشون نمیاد تحث سلطه شوهرشون مجبور به پوشیدن چادر باشن. میخوام بگم این تعمیم دادن اشتباست. تو از کجا میدونی اونا مجبور به این کار هستن؟ شاید به انتخاب خودشون بوده و این قسمتی از فرهنگ، مذهب و عقاید زندگیشونه. با این حساب اگه یکی بگه زنان آمریکایی توسط شوهراشون مجبور به پوشیدن شلوارک و دامن کوتاه میشن پس اونم درست میگه! چون خیلی از زن ها به خاطر احساس فشار از طرف جامعه و شوهرانشون مجبور به همچین پوششی میشن. اما از طرفی هم هزاران نفر معتقد هستن این به انتخاب خودشون بوده. پس همه چیز نسبیه


روحانیون ایران - چه خوب یا چه بد، اونا همسو با حکومتشون هستن. خط مشی اونا شبیه همتایان غربی شان است. او میگفت: مردم آمریکا آدمای خوبی هستن. مشکل ما با دولت آمریکاست

 

جنی: بهش بگو خوده ما مردم آمریکا هم با دولت آمریکا مشکل داریم !
ناتالیا: شبیه بابانوئله

 


اون اصرار داشت که بگه خوش عکس نیست! ولی به نظرم خیلی زیبا افتاده

پولاک: ایرانی های چشم آبی
دنیل: ای کاش منم به اندازه او بدعکس بودم !
جکس: من عاشق دیدن این خانم هایی هستم که پوششی زیبا ولی با حجب و حیا دارند. با برهنگی هایی که این روزا شاهد هستیم مخصوصا در آمریکا، تماشای این تصاویر مثل تنفس یه هوای تازه میمونه
لورن: من تا به حال سه بار به تهران سفر کرده ام. اونا مردمانی مهمان نواز، خونگرم، با فرهنگ، باهوش، خوش مشرب و شوخ طبع هستن. مطلع باشید که رسانه ها چیزی رو نشون میدن که باب طبع سران قدرت باشه. دولت آمریکا میخواد مارو از ایران و ایرانی ها متنفر کنه تا برای حمله به این کشور رضایتمون رو جلب کنه. این مردم، دشمن ما نیستند. اینا هم مثل ما انسانن که دارن توی یه کشور دیگه ای زندگی میکنن

 


نظر شما چیه؟

 


نوشته شده در یکشنبه 92/5/20ساعت 11:31 عصر توسط شباهنگ| نظرات ( ) |

آرامش داشته باشید و ساکت بنشینید. 1- در متن زیر C را پیدا کنید. از مکان نمای موس استفاده نکنید.

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO COOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

OOOOOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO OOOOOOOOOOOOOOOO

2- اگر درمتن بالا C را پیدا کردید، حالا 6 را پیدا کنید.

9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

9999699999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

9999999999999999999 9999999999999999 9999999999999999 9999999999999999

3- حالا حرف N رابیابید. کمی مشکل‌تر از قسمت‌های بالا می‌باشد.

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MNMMMM

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

MMMMMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMMMMMMMMMMMM MMMMMM

این یک شوخی نیست.

اگر قادر بودید که این سه تست را پشت سر بگذارید، شما دیگر هیچ وقت نیاز به دکتر اعصاب و روان نخواهید داشت. مغز شما عملکرد خوبی دارد و ازبیماری آلزایمر در امان خواهید بود

منبع:تبیان


نوشته شده در پنج شنبه 92/5/10ساعت 6:52 عصر توسط شباهنگ| نظرات ( ) |

 

همیشه چهره های بدون آرایش و گریم مشاهیر و هنرمندان برای مردم جالب بوده است چرا که به نوعی واقعیت آنها را نشان می دهد.

این بار نوبت به عروسک معروف باربی رسیده که چهره واقعی اش را به نمایش بگذارد.

باربی بدون آرایش

ادی آگور طراح گرافیک با طراحی عروسک باربی بدون آرایش و قرار دادن عکس های این عروسک در صفحات اجتماعی به دنبال نشان دادن چهره ای بدون رنگ و لعاب و حتی عیوب این عروسک بوده است.

بسیاری از بچه ها و بزرگ تر ها وقتی باربی را می بینند وی را کاملأ بدون عیب و نقص دانسته و در برخی موارد الگوی زیبایی می پندارند.

اما این بار حضور باربی با دندان های زرد،مو های مجعد،کک و مک ،پف زیر چشم و ?نظرات جالبی را به دنبال داشته است.

تا جاییکه بسیاری از افراد بازگشت خود آگاهی را در خودشان حس می کنند و اینکه آرزوی باربی شدن و باربی بودن یک آرزوی نه چندان زیبا است.

در پی این اتفاق شخص دیگر نیز به سراغ سایر عروسک های معروف جهانی رفت و با کمک فتوشاپ توانست چهره بدون مکاپ این عروسک های خوشگل را این چنین به نمایش بگذارد
 


نوشته شده در جمعه 92/4/21ساعت 1:11 صبح توسط شباهنگ| نظرات ( ) |

بدرود مهدوی کیا

دیروز یکی از همان روزها بود؛ روزی که محجوب ترین ستاره تاریخ فوتبال این کشور، با صورتی صمیمی که بزرگوارانه نقاب انبوه غم هایش شده، چهار گوشه میدان را بوسید و برای همیشه ترکش کرد؛ زمینی که سردار هایش یک به یک وداع می کنند و سنگر را به سربارهای کم رمق و پرادعایش می سپارند.

 خداحافظی مهدی مهدوی کیا

 کاش در قامت خمیده قلم حنجره ای پیدا می شد تا با «سلام ای غروب غریبانه دل» حزن وداعت را باور کند، با «تو را می سپارم به دل های خسته» جایگاه ابدی ات را نشان بدهد، با «تو را می سپارم به مینای مهتاب» بهترین ها را برایت آرزو کند و با «خداحافظ ای شعر شبهای روشن» چشم انتظار تاریکی بی نجوای بعد از هجرتت بماند.

اخت پرسپولیس در برابر سپاهان

کاش در پیکر رنجیده قلم دو پای رفتن پیدا می شد تا دل بکوچد به سرزمینی که در آن حیا را احترام می کنند، اسطوره ها را به صلیب بی تفاوتی نمی کشند و سخت به دست آمده را آسان از کف نمی دهند. به سرزمینی که در آن ستاره را دست کم در مسیر وداع آخرش به ستوه نمی آورند. به سرزمینی که در آن پاداش جنگ «پیروزی» است، نه خداحافظی!

مهدی مهدوی کیا.اسطوری پرسپولیس

 پرسپولیس

 خودش خواست برود اما رفتنش به دست خودش نبود. بهتر از ما و شما هم می دانست که میان جماعتی زنده کش و مرده پرست نفس می کشد. بهتر از ما و شما هم می دانست که روزهای آخرش را باید در فرهنگی سپری کند که همواره خوش استقبال و بد بدرقه بوده. اگر نمی دانست، در همان برنامه نود مقابل عادل فردوسی پور و لابلای هق هق های کودکانه اش- که بعدها بارها و بارها به خاطرش نادم شد- نمی گفت: «یک روز هم نمی مانم. برمی گردم هامبورگ. آنجا دوستم دارند!» واقعا فکر می کرد اینجا کسی دوستش ندارد؟ چرا نباید دچار این توهم می شد؟ بعد از آن همه تکان و لرزه و غرش و فریاد، کوه دامن باز کرد و موشی که زاییده بود را پس انداخت! فقط یک موش! باشگاه پرسپولیس، با آن همه دبدبه و کبکبه، با آن همه فخرفروشی اش برای داشتن بیشترین هوادار و هواخواه در کهن ترین قاره جهان، برای وداع یکی از فاخرترین نام های تاریخش- مهدی مهدوی کیا- به سطحی ترین، دم دستی ترین، کم خرج ترین و سهل الوصول ترین اجماع ممکن رسیده بود؛ فینال جام حذفی... برای پرسپولیس نه خرجی داشت و نه برجی! هوادار که خود به خود می آمد، حریف که به خودی خود نامی بود، روز هم که به کفایت حساس! ابر و باد و مه و خورشید و همه و همه دست به دست هم داده بودند. پس چرا پرسپولیس نفعش را نبرد؟ هیچ کس هم نپرسیده بود که اگر مثلا پرسپولیس آن گل دقیقه آخر را به ذوب آهن نمی زد یا پنالتی داماشی ها خراب نمی شد الان مهدی باید کجا وداع می کرد؟

مهدی مهدوی کیا و علی کریمی

پرسپولیس در فینال جام حذفی

مهدی مهدوی کیا، همان پسری که روزی 60 میلیون ایرانی را از جا بلند کرد و دنبال خود در ورزشگاه ژرلاند فرانسه دواند، می خواست با احترام برود، همین اما پرسپولیس و رویانیان برایش چه کردند؟ ناگهان به یک سوال بزرگ می رسیم. آن شب، در 31 تیرماه سال 1377 محمد رویانیان کجا بود؟ آیا آن بازی تاریخی را دید؟

آیا گل مهدی را دید؟ یعنی آن گل را دیده و ناگهان در فاصله 24 ساعت مانده تا خداحافظی بی شکوه او، ادعا می کند که روزی دیگر برای او با هامبورگ دیداری تدارک خواهد دید؟ یعنی با گل مهدی به هوا پریده و شاد شده و همراه با 60 میلیون ایرانی به خیابان ها ریخته و مهدی را به بهانه هامبورگ بازی داده؟!

کدام هامبورگ؟ خوش خیالی محض است که تصور کنیم روزی رویانیان و پرسپولیس به خاطر مهدی مهدوی کیا هامبورگ را به تهران می آورند. اگر قرار بود چنین شود، پیش از این لااقل در مورد دایی، استیلی، باقری، محمدخانی و صد قهرمان و چهره و اسطوره دیگر یک بار نمونه اش اتفاق افتاده بود. کدام هامبورگ؟ مهدی نه از پشت کوه های قاف آمده و نه تازه پای به این سرزمین گذاشته. دلخوشی اش قبل از بازی به همین رویاپردازی هایش برای وداع با هوادار و سکو و آزادی و زمین سبز و خاطراتش بود وگرنه اگر قرار بود هامبورگ به تهران بیاید و دو تیم درجه یک اروپایی هم برای خداحافظی اش با هامبورگ و پرسپولیس هم پیمان شوند و تورنمنتی راه بیندازند چرا تا جمعه هیچ خبری نشنیده بودیم؟ همه چیز یک شبه اتفاق افتاد؟

مهدی مهدوی کیا در آخرین روزها هم تا مرز بازی خوردن در فوتبال ایران پیش رفت. این رسم فوتبال ماست. حتی اجازه ندادند با رویاهای ساختگی اش تا آخرین روز خوش باشد. باز هم همان هذیان ها را قوت دادند و روی سرش ریختند. خداحافظی با اسطوره، به بدترین شکل و سیاق ممکن پیش رفت. درک دلیلش اما نه در قدرت ماست و نه در قدرت خود او.


نوشته شده در دوشنبه 92/2/16ساعت 7:0 عصر توسط شباهنگ| نظرات ( ) |

 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام

بعد از چند ماه غیبت بالاخره اومدم تا اگه خدا بخواد و با کمک شما دوستان وبلاگ را دوباره راه اندازی کنم.

امید وارم که توی این چند ماه فراموش نشده باشم و بازم مورد لطف و محبت شما دوستان قرار بگیرم...اینم از آپ جدیدم:

در این مطلب به شما پر بازدید ترین وبسایت های جهان را معرفی کنم. 

 

 

در دنیای این روزهای ما تکنولوژی حرف اول را می زند و پشت کامپیوتر یا لپ تاپ نشستن و چرخ زدن در اینترنت یکی از مهمترین فعالیت های روزمره بسیاری از مردم جهان است.

در این میان وبسایت هایی موفق تر و در میان مردم محبوب تر هستند که قدرت، سرعت و داده های بهتری را در اختیار کاربر بگذارند.

 1. Facebook.com - 836.7 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

فیس بوک

حدستان درست بود! پرچم فیس بوک بالاست. یک شبکه اجتماعی که هم دوستانتان را به سادگی می توانید در آنجا ببینید و هم سرگرمی خوبی است.

 

  2. Google.com - 782.8 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

google

غول بزرگ و قدرتمند جستجوی جهان هم بعد از فیس بوک  حرف اول را می زند. گوگل موفق شده چون بالاترین سرعت را در میان همتایانش داراست و طراحی تمیز و مرتبی هم دارد.


 3. YouTube.com - 721.9 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

youtube

 پلتفرمی برای آپلود، به اشتراک گذاری و تماشای ویدئوهایی که کاربران می گذارند. گوگل در سال 2006 این سایت را خرید و از آن به بعد یوتیوب بسیار بیشتر از گذشته به چشم کاربران اینترنت آمد.
 

  4. Yahoo.com - 469.9 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

یاهو

موتور جستجو و پلتفرمی که کاربران را به سایر متعلقات یاهو مثل Yahoo Finance و Flickr پیوند می دهد.  

 

  5. Wikipedia.org - 469.6 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

ویکی پدیا

یک دانشنامه مبتنی بر وب که به تمامی کاربران اجازه می دهد اطلاعات گوناگون را در آن بنویسند، ویرایش کنند و در اختیار عموم قرار دهند.

 


6. Live.com - 389.5 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

 

 hotmail

  

سرویس جدید ایمیل مایکروسافت است که هر دو سرویس ایمیل این شرکت یعنی Outlook و Hotmail را از این طریق در دسترس کاربران قرار داده است

 

7. QQ.com - 284.1 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

qq.com

یک موتور جستجوگر چینی است که به نوعی گوگل چینی ها محسوب می شود. این سایت بزرگترین سرویس پیام های فوری در چین را ارائه می دهد

 

 8. Microsoft.com - 271.7 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

مایکروسافت

مهمترین و اصلی ترین پایگاه خرید محصولات مایکروسافت و دانلود نرم افزار MS است. سایر به روز رسانی های مایکروسافت را هم می توان در این وبسایت دید.


  9. Baidu - 268.7 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

  Baidu

یک موتور جستجوگر چینی برای وبسایت ها، فایل های صوتی و عکس است. این وبسایت از مجموعه ای از مهندسان خبره و کاربلد تشکیل شده است.

 
10. MSN.com - 254.1 میلیون بازدیدکننده منحصر به فرد

msn

کل دارایی های متعلق به مایکروسافت در این وبسایت یکجا جمع شده اند.

  

خب حالا شما بیشتر از کدام یک از وبسایت ها استفاده می کنید؟

      

 


البته مراقب باشید معتادش نشوید که در آنصورت ترک واقعا سخت می شود.


نوشته شده در شنبه 91/11/28ساعت 8:46 عصر توسط شباهنگ| نظرات ( ) |

هیچ وقت فکر نمی کردم یه روز بخوام این آپ رو بزارم ولی باید بگم که:

 

این وبلاگ تا مدتی بروز نمیشه شایدم برای همیشه بروز نشه

 

ممنون از همگیتون

 

ممنون از همه ی دوستای خوبم که توی این مدت تنهام نگذاشتن

 

شاید دوباره برگشتم!!!

 

التماس دعا

«خدانگهدار»


نوشته شده در پنج شنبه 91/7/27ساعت 3:18 عصر توسط شباهنگ| نظرات ( ) |

امروز قالب و آهنگ رو عوض کردم فقط به خاطر یه نفر 

our in love heartsour in love heartsour in love heartsتقدیم به تو:

our in love hearts♥قلبم سرما خورده است

از نبود تو

ای گرمای وجود♥♥♥our in love hearts

  

our in love hearts♥خاطره های قشنگ با تو بودن را قصه هر شب خود می کنم تا شاید لااقل به خوابم بیایی...•*´`*•.¸¸.•*? our in love hearts

  

our in love hearts"دوستت دارم"our in love hearts

فقط همین

 

شعری از فاضل نظری به نام :آن مغرور

(این شعر رو خیلی دوست دارم.دوست داشتم شما هم بخونید)

 

من خود دلم از مهر تو لرزید وگرنه

تیرم به خطا می رود اما به هدر نه!

 

دلخون شده وصلم و لب های تو سرخ است

سرخ است ولی سرخ تر از خون جگر،نه

 

با هر که توانسته کنار آمده دنیا

با اهل هنر؟آری!با اهل نظر؟نه

 

بدخلقم و بدعهدم،زبانبازم و مغرور

پشت سرمن حرف زیاد است!مگر نه؟

 

یک بار به من قرعه عاشق شدن افتاد

یک بار دگر،بار دگر،بار دگر...نه! 

 


نوشته شده در شنبه 91/6/11ساعت 8:45 عصر توسط شباهنگ| نظرات ( ) |

   1   2      >